زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 2 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

چگونه پسرم را تربیت کنم...!

در این مطلب قرار است روش هایی برای تربیت عالی پسربچه ها را مطالعه کنید. از آنجا که پسرها شیطنت بیشتری دارند و کارهای خطرناک بیشتری هم نسبت به دخترها انجام می دهند، باید برخی موارد را در روند تربیت آنها بدانید تا در آینده، پسری موفق و با اعتمادبه‌نفس تحویل جامعه بدهید.    1. به نامزد/همسر او یک شانس بدهید   برای بسیاری از مادرها سخت است که جایگاه «زن شماره یک» خود در زندگی پسرشان را به فرد دیگری بدهند. اما باید بدانید این پسر در جوانی به سراغ عشق خود خواهد رفت و خواسته یا ناخواسته، جایگاه شما را به زن جوانی خوهد داد که عاشقش شده است. بنابراین، به نامزد/همسر او یک شانس بدهید تا خودش را در دل شما...
19 ارديبهشت 1394

پسر یعنی...

پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماشین... اتاقی پر از رنگهای آبی و سبز و قرمز.... پسر یعنی کله گرفتن و سر زدن به هم و گفتن آخ هم زمان... پسر داشتن یعنی کلاه و کفش های اسپرت کوچک... یعنی کروات و پاپیون و کت ها و کفش های چرم مردونه همه سایز کوچک.... پسر یعنی یه کمد پر از لباسهای شلوارک و شلوارهای بگی و رپی و لباسهای طرح بن تن و بت من و انگری بیردز و باب اسفنجی ... پسر داشتن یعنی دست نوازش کشیدن محکم رو صورت مادر و گفتن نازززززززززززززززی پسر یعنی محبت کردن به زبان خشن یعنی کتک زدن و گاز گرفتن مادر بجای  گفتن دوستت دارم پسر یعنی تند تند بزنه رو شونه مامان و یک ریز بگه&nb...
19 ارديبهشت 1394

حرفهای شبانه با بردیا

سلام پسر قشنگم امشب دلم گرفتهب ود گفتم کمی با هم درد و دل کنیم یه فیلم نشون داد اسمش گهواره برای مادر بود یاد مادر جونم افتادم خیلی گریه کردم هنوزم بغض تو گلومه نتونستم دم اخری ببرمش حموم همش میگفت ننه جان منو ببر بشور بدنم میخاره زخم بستر گرفته بود نمیشد حمومش کرد قبلشم من سر کار میرفتم و خودمم عمل لاپاراسکپی انجام داده بودم خیلی دلش میخاست بارداری منو ببینه نمیدونی چه غمی تو دلمه که نتونستم به ارزو هاش برسونمش.... دلم برا باباتم تنگ میشه همش سر کاره ... وقتی میاد خستس ولی با این حال بازم سعی میکنه به منو تو توجه کنه کلا چند روزه دل نازک شدم هی گریم میگیره تو هم جات تنگ شده بد جوری  شکم من از حالت نرمال خارج شده...
16 ارديبهشت 1394

پیاده روی منو پدرو پسر

پسر قشنگم منو بابایی دیگه پیاده روی رو شروع کردیم  اگر روزها بابایی نتونه منو ببره بیرون تو خونه نرمش میکنم و اگر هم هوا خوب باشه میرم تو محوطه اپارتمان و گاهی هم بابایی ما رو میبره بیرون تا هم ابو هوایی عوض کنیم و هم پیاده روی کرده باشیم امروز هم باهم رفتیم بیرون و کلی بهمون خوش گذشت خدا رو شکر  از این به بعد عکسای تو دلی منو  اینجا میبینی عروسکم  منو و امید و پردیا  یه روز خوب   ...
9 ارديبهشت 1394

راه های برای چرخاندن جنین در رحم ...

چرخ تا بچه بچرخه شاید شنیده باشید که گاهی جنین در حالت  بریچ  قرار می گیرد ولی اطلاعات دقیقی از این اصطلاح نداشته باشید در ادامه تمامی آنچه را که لازم است بدانید میخوانید. معمولا جنین به صورت سر به پایین در رحم مادر قرار دارد و هنگام زایمان ابتدا با باسن یا پا خارج شود این وضعیت قرار گیری جنین در رحم را  بریچ  می گویند. احتمال اینکه چنین اتفاقی قبل از هفته بیست و پنجم رخ دهد ۲۸ درصد است.اما هنگامی که به موعد زایمان نزدیک می شوید احتمال آن به ۳ تا ۴ درصد کاهش میابد. امروزه برای پرهیز از بروز مشکلات احتمالی عموما زایمان بچه ای که در حال  بریچ  قرار دارد با سزارین انجام می شود. در...
8 ارديبهشت 1394

ایا ممکنه؟

من این مطالب رو از تو یه سایت اموزشی که مال ماما ها و دکتر های زنان بود پیدا کردم  و نمیدونم چقدر ممکنه درست باشه برای چرحش سفالیک را ه های دیگری هم وجود  داره طبق ویلیامز: قرار دادن یخ روی روی فوندوس رحم (جنین از سرما دوری میکند) و موجب چرخش میشود. روش های دیگه هم برای چرحش جنین هست. اما کمی عامیانه ست . از جمله: 1- استفاده از نخود سبز یخ زده – جنین از سرما دوري می کند و اگر ما نخود سبز را روي قله رحم بریزیم باعث چرخش جنین می شود. 2 – گذاشتن موسیقی در مجاور پوبیس (قسمت پائین شکم) – جنین در جهت موزیک حرکت می کند. 3 – استفاده از نور در پائین ترین قسمت رحم – جنین در جهت نور چرخش می کند. 4 &n...
8 ارديبهشت 1394

بردیا 8 ماه تو دل مامانشه

گل قشنگم فقط یه ماه دیگه مهمون دل مامانی  میدونم دلم برای ثانیه به ثانیه حمل تو تنگ میشه    از همین العان حس میکنم با به دنیا اوردنت یه تیکه از جونم کم میشه  تو رو با تمام احساس و عشقم تو رحم دارم  حتی زمانی که درد دارم و جای بخیه ها خود نمایی میکنه همراه اشک لبخند میزنم و رو قلمبه ها یی که نمیدونم پاته یا سرت دست میکشم و میگم خدایا شکرت  خدایا شکرت شکرت که من درد دارم و این درد برام از هر اسایشی شیرن تره این درد به من میگه که یه موجود زیبا یکی از فرشته های خدا تو وجود منه  منی که برای به وجود اوردنت سالها انتظار کشیدم و معنی کلمه سالها رو فقط بابای مهربونت میدونه  اون که ب...
8 ارديبهشت 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد